تاثير سوخت خودرو بر محيط¬زيست و بررسي سوخت¬هاي جايگزين
تاثير سوخت خودرو بر محيطزيست و بررسي سوختهاي جايگزين
بخش حملونقل، يكي از هدفهاي عمده زيربنايي، براي افزايش و بهبود كيفيت محيطزيست بهشمار ميرود. وقوع بحرانهاي نفتي، افزايش سريع تعداد خودروها، كاهش ذخاير نفتي و تصويب قانونهاي سخت مبارزه با آلودگي محيطزيست، ساخت خودروهاي كممصرف و با آلايندگي كم و همچنين استفاده از سوختهاي جايگزين را در دستور كار مراكز تحقيقاتي جهان قرار دادهاست.
با توجه به سياستهاي اتخاذ شده در زمينه جايگزيني سوخت، در حال حاضر بهترين گزينه گاز طبيعي است كه استفاده بيرويه از آن نيز ميتواند محدوديتهايي براي منابع گاز طبيعي ايجاد كند.
در اين مقاله بر آن هستيم كه با شناسايي و تقسيمبندي منابع آلودگي، تأثير سوخت خودروها بر محيطزيست را بررسي کنیم و به معرفي سوختهايي كه مي توانند جايگزين بهتري براي سوختهاي فعلي باشند، بپردازيم.
كلمات كليدي
CNG ، LNG، MTBE، سوختهاي جايگزين، اتانول، متانول، پروپان، سلول سوختي، جلبك، بيوديزل و هيدروكربنهاي گازی.
مقدمه
بهرغم ابعاد وسيع مسائل زيستمحيطي ناشي از عملكرد سيستمهاي حمل و نقل، مدت زيادي از توجه به آن نميگذرد. حملونقل، كيفيت هوا را پايين آورده و سبب اسيدي شدن آن شدهاست. در سطح جهاني، حملونقل عامل اصلي توليد دياكسيدكربن و انتشار آن در جو است و اثر گلخانهاي حاصل از آن يكي از جديترين معضلات زيستمحيطي بهشمار میآید.
در سالهاي اخير، وقوع بحرانهاي نفتي، افزايش سريع تعداد خودروها، كاهش ذخاير نفتي و تصويب قانونهاي سخت مبارزه با آلودگي محيطزيست سبب شده است ساخت خودروهاي كم مصرف و با آلايندگي كم و همچنين استفاده از سوختهاي جايگزين، در دستور كار مراكز تحقيقاتي جهان قرار گيرد.
در كشور ما نيز مصرف بيرويه فراوردههاي نفتي و محدوديت ظرفيتهاي پالايشگاهي براي توليد بنزين و گازوئيل، مشكل تأمين بنزين را تا حدي بغرنج کرده است كه بهتازگی برخي مسؤولان، جيرهبندي بنزين را بهعنوان راه چاره مطرح كردهاند.
هنگام ارزيابي جايگاه آينده گاز طبيعي بهعنوان يك سوخت جايگزين، بايد نحوه رقابت آن با ساير سوختها مدنظر قرار گيرد. با آنكه در حال حاضر، روي سوختهاي جايگزين تأكيد ميشود اما اين نكته حائز اهميت است كه صنعت خودروهاي گازسوز نبايد از پيشرفتي كه در زمينه سوختهاي سنتي در حال شكلگيري است، غافل شود.
براي كاهش آلودگيها ميتوان از استراتژيهايي استفاده کرد که برخي دراز مدت هستند و برخي ديگر را ميتوان در خودروهاي توليدی فعلی دخالت داد . براي مثال چهار دسته از كنترلها را ميتوان تعريف كرد؛ مانند:
1- بهبود بازرسي تعميرات.
2- تعديلهای سوخت، مانند تنظيم سوختهاي بنزين و گازوئيل (نسبت تركيب با هوا).
3- طراحي پيشرفته و دستیابی به سوختهايی با مصرف و آلودگي كمتر.
4- تغيير جهت به سمت سوختهاي جايگزين.
اولين استراتژي عنوان شده، قابل كاربرد در خودروهاي فعلي است. دومي ممكن است براي توسعه تجهيزات پالايشگاهي به زمان نیاز داشته باشد اما اگر كامل شود، بهسرعت به نقطه تأثير مي رسد. سومين استراتژي، نيازمند زمان براي توسعه فناوريهاي جديد است، و چهارمي پذيرفته شده و گاهي اوقات نيازمند زماني طولاني براي رشد ساختار سوختگيري و جايگزين شدن ناوگان خودروهاست. ]1[
در مورد آخر، مهم است كه كاربرد خودروهاي گازسوز پذيرفته شود. خودروهاي موجود ميتوانند تبديل شوند و شرایط سوخترساني به ناوگان خودروها ميتواند در زمان كوتاه مهيا شود.
عرضه خودروهاي گازسوز بيانگر آماده شدن زمینه برای پاكسازي محيطزيست است. پيشرفتهاي حاصل در آرژانتين و برنامه در دست اجرا در ونزوئلا، مثالهايي از سرعت اجرای این اقدام است.
شايد براي صنعت حملونقل، بهتر باشد كه جايگاه تمامي سوختهاي جايگزين را بپذيرد. صنعت حملونقل ميتواند متعاقبا" بر استفاده از سوختهاي جايگزين در موقعيتهای مناسب، متمركز شود.
تاثیر سوخت خودرو بر محیطزیست و اقتصاد
آلودگي هوا از جنبههاي مختلف آثار قابل ملاحظهاي در محيطزيست بهجا ميگذارد. انسان ميتواند بدون آب و غذا چند روزي به حيات خود ادامه دهد اما بدون هوا نميتواند بيشتر از چند دقيقه زندگي كند. كيفيت مناسب هوا براي سلامت انسان ضروري است. تهديد سلامت بشر، گياهان و جانوران، كاهش كيفيت آب و خاك، از بين رفتن آثار و بناهاي تاريخي و كاهش ميدان ديد از جمله آثار سوء آلودگي هوا هستند. كاهش ميدان ديد و از بين رفتن وضوح اشياي پيراموني براثر وجود آلايندههاي مختلف در هوا احساس ناخوشایندی در انسان ایجاد میکند. آسيب بافتهاي گياهي، كاهش ميزان رشد و نمو و يا توقف آن، افزايش حساسيت در برابر آفات و بيماريهاي گياهي از جمله آثار زيانبار آلودگي هوا بر گياهان است. گازهاي سمي موجود در هوا باعث شيوع انواع سرطانها، سوزش چشم، زايمانهاي زودرس، تحريك سيستم تنفسي، افزايش حساسيت در برابر عوامل بيماريزا و بيماريهاي قلبي و بروز بيماريهايي چون برونشيت و ذاتالريه و تشديد بيماريهاي مزمني چون آسم و آمفيزم ميشوند. ] 2[
اگر اين نكته را كه ميزان قابلتوجهي از بنزين توليدي و وارداتي به علت تفاوت قيمت با كشورهاي همجوار، بهصورت قاچاق از مرزهاي شرقي خارج ميشود، به مشكلات بالا بيفزاييم، به اين نتيجه ميرسيم كه كشور ما در زمره كشورهايي قرار دارد كه در آينده با معضل اساسي تأمين سوخت موردنياز وسایل نقليه روبهرو خواهندشد. لذا بررسي راهحلهاي موجود براي تامين سوخت مورد نياز، ضروري بهنظر میرسد. مشكلات گفتهشده نظير محدوديت تأمين سوخت، آلودگيهاي ناشي از مصرف بيش از حد بنزين و بار اقتصادي تحميل شده به دولت، موجب شده است مسؤولان به سمت كاهش مصرف سوخت خودروها، جايگزينی خودروهاي فرسوده و استفاده از سوختهاي جايگزين حركت و برنامههايي را در این زمینه تدوین کنند.
از ميان راهحلهاي موجود، بنا به دلايلي نظير عدم دسترسي به تكنولوژي روز در خودروسازي، ناتواني اقشار آسيبپذير در جايگزيني خودروهاي فرسوده و همچنين وجود پتانسيل فراوان در زمينه استفاده از سوختهاي جايگزين، بهخصوص گاز طبيعي، گزينه استفاده از سوختهاي جايگزين عمليتر به نظر ميرسد.
منابع آلودهكننده هوا در دو گروه عمده قرار ميگيرند:
الف) منابع آلاينده متحرك كه معمولاً از جايي به جايي ديگر منتقل ميشوند. خودروها، كاميونها، اتوبوسها، هواپيماها، كشتيها و قطارها در اين گروه قرار ميگيرند.
ب) منابع آلاينده ثابت كه جايگاه نسبتاً ثابتي دارند، مانند دودكش كارخانهها و نيروگاهها، معادن روباز و سطحي، دودكشهاي آبگرمكنها و دستگاههاي حرارتي منازل و غيره.
در فعاليتهاي مختلف ثابت و متحرك، بار قابلملاحظه آلودگي ناشي از سوزاندن انواع سوختهاي فسيلي است. البته شرايط آبوهوايي در تعيين شدت آلودگي مناطق شهري نقش عمدهاي دارد؛ بهطوري كه در شرايط آب و هوايي مناسب، آلودگي شهرها ممكن است چندان مشكلساز نباشد ولي در غياب اين شرايط، مشكل آلودگي هوا جديتر ميشود.
اثرات اوليه و زيانبار آلودگي هوا، عمدتاً ناشي از غلظت نسبتاً پايين انواع مواد سمي در هواي شهرها طي دورههاي طولاني است. محدود شدن جريان هوا در سطوح پاييني جو همراه وارونگي دمایی باعث افزايش غلظت آلايندهها در جو ميشود و ممكن است به يك فاجعه زيستمحيطي بينجامد. وارونگي دمايي يا جوي موقعي اتفاق ميافتد كه تودهاي هواي گرم بالاي تودهاي از هواي نسبتاً سرد قرار گيرد. ساكن شدن هوا كه به دنبال اين پديده بروز ميكند، تخليه نشدن گازهاي آلاينده هواي شهرها براثر جريانهاي بالاروي جوي را به دنبال دارد و انتشار مداوم گازهاي سمي از خودروها، كارخانهها و منازل، هواي شهرها را به شدت آلوده ميكند.
سوخت جايگزين
يكي از نيازهاي اساسي زندگي، در اختيار داشتن ذخايركافي از انواع انرژي است. با افزايش جمعيت و رشد صنعت، بهخصوص در چند سال اخير، استفاده بيش از اندازه از منابع توليد انرژي باعث كاهش ذخاير سوختي شدهاست. در حال حاضردو منبع اصلي توليد انرژي، سوختهاي فسيلي و شكافت هستهاي است. از آنجا كه ذخيره نفت و گاز طبيعي روبه اتمام است، پژوهشهاي بسياري براي تبديل زغال سنگ به سوخت بهتر ( در شكل گازي آن) در جريان است. ]3[
استفاده بيش از اندازه از سوختهاي فسيلي مشكلات زيستي فراواني در پي دارد و بايد به دنبال سوختي ديگر بود كه هم بتواند جايگزين آنها شود و هم در مقایسه با ديگر سوختها آلودگي كمتري ايجاد كند.
ارتقاي توسعه سوختهاي جايگزين و خودروهاي مصرفكننده اينگونه سوختها، به كاهش وابستگي كشور به سوخت فسيلي و بهبود كيفيت هواي شهرها منجر ميشود. خودروهاي مصرفكننده سوختهاي جايگزين از نوع سبك را برمبناي نوع سوخت جايگزين ميتوان به صورت زير تقسيمبندي كرد:
گاز طبيعي فشرده و مايع، الكل (اتانول)، متانول، پروپان، الكتريسيته، اكسيژن، سلول سوختي، جلبك، انرژي هستهاي، بيوديزل، هيدروژن و هيدروكربنهاي گازی. ]4[
اكنون به معرفي سوختهاي جايگزين ميپردازيم :
گاز طبيعي
خودروهاي مصرفكننده گاز طبيعي به سه دسته تقسیم میشوند:
1- خودروهايي كه فقط با گاز طبيعي كار ميكنند.
2- خودروهايي كه ميتوانند هم با بنزين و هم با گاز طبيعي كار كنند. اين خودروها در كارخانه، دوگانهسوز توليد شدهاند.
3- شبیه خودروهاي نوع دوم اند ولي در كارگاههاي صنعتي و با نصب كيت گازسوز، خودرو قابليت مصرف گاز طبيعي را علاوه بر بنزين پيدا ميكند.
گاز طبيعي فشرده : [1](CNG) سوختي بي بو است و بايد مواد بوزا به آن اضافه شود كه در صورت نشتي قابل تشخيص باشد. استفاده از گاز طبيعي فشرده شده بهعنوان سوخت خودروها، يك تكنولوژي كاملاً شناخته شده است. به عنوان مثال، در ايتاليا از دهة 1940، گاز طبيعي فشرده برا ي خودروها مورد استفاده قرار گرفته و در مقايسه با LNG ومتانول كه هردو از گاز طبيعي به دست ميآيد، تكنولوژي خودروهاي با سوختCNG، گسترش بيشتري يافته است. در حال حاضر در دنيا، بيش از 11 ميليون خودروي گازسوز با سوخت CNG تردد ميكنند.
گاز طبيعي مايع شده :[2](LNG ) . با توجه به پايين بودن دما، گاز نبايد با بدن تماس داشته باشد زيرا باعث سوختگي پوست مي شود. براي آشكار سازي گاز، مي توان از مواد بوزا استفاده كرد.
در مقايسه با گاز طبیعی فشرده ، استفاده ازگاز طبیعی مایع بهعنوان سوخت در خودروها بسيار محدودتر است زيرا بايد در دماي بسيار پاييني نگهداري شود.LNG بهعنوان سوخت وسایل نقليه تنها در كشورهايي مانند آلمان، ژاپن و امريكا بهكار گرفته شدهاست. در امريكا استفاده از گاز طبیعی مایعشده براي وسایل نقليه رشد بيشتري نسبت به ساير كشورها داشته است و مطابق برآوردها 1500 دستگاه وسيله نقليه با این سوخت در آن وجود دارد. در مقايسه با 90 هزار دستگاه خودرو با سوخت گاز طبیعی فشرده، بیشتر وسایل نقليه ذكر شده، خودروهاي سنگين مانند تراكتورها، كاميون ها و اتوبوسها هستند. در ژاپن نيز فعاليتهاي تحقيق و توسعه در مورد بهكارگيري LNG در حال انجام است، ولي بهطور عمده در اين كشور نيز وسایل نقليه سنگين از سوخت گاز طبیعی مایع شده استفاده میکنند.
گاز طبيعي مزاياي پرشماري در زمینه صرفهجويي اقتصادي، خروجي آلايندهها از اگزوز(محصولات احتراق)، گازهاي گلخانهاي، امنيت، اشتغالزايي و فراواني داخلي دارد.
اگرچه امروزه به توسعه مصرف گاز طبيعي در بخش حملونقل توجه بسياري ميشود اما ضمن تأكيد بر ضرورت اين موضوع، بايد خاطرنشان كرد توجه به ساير سوختها از جمله الكل نيز ميتواند در رسيدن به اهداف مورد نظر در برنامه توسعه مصرف گاز طبيعي و همچنين استفاده بهينه از ظرفيتهاي موجود كمك كند. الكلهاي اتانول و متانول بهعنوان سوخت در خودرو كاربرد دارند. متانول الكلي است كه از گاز طبيعي بهدست ميآيد اما ميتوان آن را از زغالسنگ و يا بيومس [3] نيز استخراج كرد. انتظار ميرود متانول در مقايسه با بنزين، منواكسيدكربن و هيدروكربنهاي بدون متان كمتري منتشر كند. اتانول الكلي است كه از بيومس ذرت، نيشكر، علفها، درختان و ضايعات كشاورزي گرفته ميشود. در ادامه به معرفي بيشتر آن خواهيم پرداخت.
اتانول
استفاده از اتانول بهعنوان سوخت كامل يا سوخت تركيبي در بنزين، امروزه در جهان با سرعت زيادي رو به گسترش است. اهميت روزافزون مسائل مربوط به محيطزيست و جلوگيري از آلودگي آن و استفاده از انرژيهاي تجديدپذير از عواملي هستند كه امروزه توجه كشورهاي جهان را به فوايد استفاده از سوخت اتانول معطوف کردهاند.
در ايران با توجه به وجود منابع بالقوه مواد اولیه توليد اتانول حاصله از ملاسهاي نيشكري و چغندري، مواد نشاستهدار نظير ذرت، گندم و مواد لينكوسلولزي نظير ضايعات چوب، ضايعات كشاورزي، كاغذهای بازيافتي از زباله و غيره امكان توليد اتانول فراهم است. استفاده از اتانول عموماً با تركيب 10درصد اتانول و 90درصد بنزين در دنيا رواج دارد كه به نام سوخت E10 معروف شدهاست. اين سوخت يكي از رايجترين سوختهاي موجود در امريكاست. در برزيل اين تركيب شامل 20 تا 25درصد اتانول و در سوئد 5 درصد اتانول است.
رقيب اصلي اتانول در بازار تركيبات اكسيژن دار در جهان[4]MTBE است. MTBE بهطور معمول در ساليان گذشته بيش از اتانول بودهاست اما با توجه به گزارشهای متعدد درمورد آلودگي آبهاي زيرزميني توسط MTBE ادامه استفاده از اين ماده در بسياري از كشورهاي مورد ترديد است.
انسان از سه طريق بلعيدن يا آشاميدن ، استنشاق و تماس پوستي ميتواند در معرض MTBE قرار گيرد و سلامتش تهديد شود.
اولين مرحله در آلودگي منابع آب، ورود اين ماده به اجزاي محيطزيست است. مهمترين منابع ورود MTBE به محيطزيست نشت از تانكرها و ذخایر زيرزميني، لولهها و اتصالات وسایل و جايگاههاي سوختگيري، وسایل نقليه موتوري با سوخت بنزين و قايقهاي موتوري هستند كه برحسب جايگاه و نوع منبع، اين ماده ميتواند وارد هوا و خاك و آب شود. ]5[
اتانول بهعنوان جايگزين MTBE اثرات منفي زيستمحيطي ناشي از آن را ندارد و درصورت جايگزيني، با كارايي يكسان كه با عدد اكتان سوخت حاصل سنجيده میشود، در شرايط فعلي 6 درصد به قيمت بنزين افزوده مي شود. انتظار مي رود با افزايش مصرف اين افزودنی، قيمت كاهش يابد. ]6[
متانول
متانول تقريباً به عنوان الكل چوب شناخته ميشود و بهعنوان سوختي جايگزين و غير قابل تغيير (نسبت تركيب 85% اتانول و 15% بنزين : E85) در وسايل نقليه است.متانول (CH3OH) سوختی الكلي است. امروزه قسمت عمده متانول در جهان طي فرايندي با استفاده از گاز طبيعي توليد ميشود. با وجود این براي كاهش واردات نفتي، به قابليت توليد متانول از ذخاير غيرنفتي مانند زغالسنگ يا ديگر مواد آلي (بيومس) بسیار توجه ميشود. بهتازگی M-85 ، بهعنوان سوخت جايگزين متانول مورد استفاده قرار ميگيرد. در آينده امكان استفاده از متانول خالص يا M-100 نيز وجود دارد. همچنين متانول قابل تبديل به يك اتر، MTBE، است كه براي افزايش اكتان و ايجاد بنزين اكسيژندار، با بنزين تركيب ميشود.
پروپان
گاز نفتي مايع (LPG) عمدتاً شامل پروپان، پروپيلن، بوتان و بوتيلن در تركيبات مختلف است. تركيب اصلي براي تمامي سوختها در بعضى كشورها، پروپان است. پروپان بهعنوان محصول فرعي فراوري گازطبيعي حاصل از نفت و تصفيه نفت توليد ميشود. بهعلاوه از كاهش پروپان نيز به دست ميآيد. اجزاي تشكيل دهنده LPG گازهايي در فشار و دماي طبيعياند.
الكتريسيته
اختراع ژنراتورالكتريكي و توليد الكتريسيته از اين راه، در مقايسه با توليد الكتريسيته به وسيله باتري، پيشرفت بسيار مهمي بود. براي توليد الكتريسيته به وسيله باتري لازم بود فلزهاي گرانقيمتي مانند مس، قلع و روي براثر واكنشهاي شيميايي بهمصرف برسد اما ژنراتورالكتريكي با سوخت زغالسنگ كه موتور بخار را به حركت در ميآورد، كار ميكرد و توليد الكتريسيته از اين راه ارزانتر تمام ميشد. در همان سال، جوزف هنري به كشف ديگري نایل شد كه درحقيقت عكس اختراع فاراده بود. جوزف هنري نشان داد كه چگونه ميتوان به كمك جريان الكتريسيته چرخي را به چرخش درآورد. هنري نخستين موتورالكتريكي را اختراع كرد اما پيلهاي سوختي به تحقيق و جستوجو نياز دارد. باتريهاي [5]EV داراي محدوديت ظرفيت ذخيرهاند و بايد مرتبا شارژ شوند. پيلهاي سوختي حاصل تبديل مواد شيميايي به انرژي الكتريسيته هستند.
الكتريسيته در ميان ديگر سوختهاي جايگزين از آن رو منحصر بهفرد است كه نيروي مكانيكي، بهطورمستقيم از نيروي الكتريسيته حاصل ميشود؛ در حاليكه ديگر سوختهاي جايگزين از طريق احتراق، انرژي شيميايي ذخيره شده را براي فراهم آوردن نيروي مكانيكي، آزاد ميكنند. نيروي محركه توسط يك موتورالكتريكي از الكتريسيته توليد ميشود. جريان الكتريسيته كه نيروي لازم را در اختيار وسيله نقليه ميگذارد، عموماً توسط باتري توليد ميشود اما فيولسلها نيز مورد مطالعه و بررسي قرار ميگيرند. باتريها ابزارهاي ذخيره انرژياند اما فيولسلها برخلاف باتريها، انرژي شيميايي را به الكتريسيته تبديل ميكنند.
اكسيژن
از تقطير هواي مايع توليد ميشود و در آزمايشگاه با گرمكردن Kclo3 يا Mno2بهدست ميآيد. در پولادسازي (65درصد)، سنتز ( براي نمونهHno3 ، 4So2H ، اتيلناكسيد )، جوشكاري، معدنكاري، تهيه مواد منفجره سوخت موشك، تصفيه فاضلاب و غيره به كار ميرود.
سلول سوختي
تركيب الكتروشيميايي هيدروژن و اكسيژن توليد الكتريسيته ميكند. بر اين اساس، طراحي و ساخت سلولهاي سوختي پيريزي شد .
نخستين پرسش كساني كه در اين زمينه كار ميكنند، منابع تأمين انرژي است. هيدروژن مايع كه يك ماده پرانرژي است بايد در دمايي نزديك به صفر مطلق نگهداري شود و متانول كه در دماي اتاق مايع است، به عنوان منبع مهم هيدروژن مد نظر قرار دارد ولي بهدست آوردن هيدروژن آن، معمولاً مستلزم يك رشته تغيير و تبديلهاي شيميايي پرزحمت است. افزودن كاتاليزگر پلاتين، اغلب موردنياز است. مجموعه اين عوامل و عوامل متعدد ديگر طراحي سلولهاي سوختی را پيچيدهتر ميكند و اغلب نيازمند اجزاي بسيار دقيق است. سلول سوختي ميتواند در توليد خودروها و يا وسایل نقليه ديگر در آينده مورد استفاده قرار گیرد.
جلبك
جلبك از اين رو براي سوخت مناسب است كه ميتوان آن را برای تهیه الكل بدون آلودگي يا با آلایندگی کم، استفاده كرد. البته چوب گياهان و همچنين نوعي گلسنگ (قارچ و جلبك همزيست) بهنام "كدادونيافرانژفرينا" را نيز ميتوان به الكل تبديل كرد. استفاده از چوب براي سوخت به دليل ازبينرفتن درختان، كمبود منابع تهيه چوب و همچنين رشد كند آن، چندان مناسب بهنظر نميرسد ولي جلبك بسيار سريع رشد ميكند. محل رشد جلبك در آب بهخصوص آبهاي شور است و چون درياها و منابع آبي در بیشتر مناطق وجود دارند، جلبك منبعي فراوان و ارزان بهشمار ميآيد. بهعلاوه جلبك در كاهش دياكسيد كربن هوا مؤثر و آلایندگی الكلي كه از آن به دست ميآيد، كم است.
انرژي هستهاي
تابشهاي يك عنصر راديواكتيو مانند اورانيوم، انرژي بسياري دارد، مثلاً انرژي پرتوهاي گاما بسیار بيشتر از نور است. ذرات آلفا و بتا با سرعت دهها هزار كيلومتر در ثانيه حركت ميكنند و اين سرعت حركت، انرژي بسياري به آنها ميدهد. پيركوري نخستين بار تعيین كرد عنصرهاي راديواكتيو چند انرژي توليد مي كنند. او در سال 1901 ميلادي (1280 شمسي) تعداد انرژياي را كه عنصر راديواكتيو راديوم توليد ميكند، اندازهگيري كرد. مقدار راديوم در دست او بسيار كم بود. بااين همه در پژوهشهايش به اين نتيجه رسيد كه اگر 28 گرم از اين عنصر را يکجا درنقطهاي قرار دهند، انرژياي كه اين مقدار راديوم توليد ميكند (به صورت پرتو يا ذرات) در يك ساعت حدود 4000 كالري خواهد بود.
چنين به نظر ميرسد كه اين مقدار انرژي چندان زياد نيست. اگر 28 گرم تيت را بسوزانيم 325 هزار كالري انرژي ميدهد كه تقريباً 80 برابر انرژياي است كه 28گرم راديوم در يك ساعت توليد ميكند، اما همه انرژياي که از سوزاندن 28 گرم تيت بهدست ميآيد همان 325 هزار كالري است؛ درصورتيكه 28 گرم راديوم بعد از آنكه در يك ساعت 4000 كالري انرژي توليد كرد هنوز هم انرژي بسياري در خود ذخيره دارد. 28 گرم راديوم در هر ساعت 4000 كالري انرژي توليد ميكند. بنابراين در 80 ساعت به اندازه انرژي حاصل از سوزاندن 28 گرم تيت انرژي توليد ميكند و در هر 800 ساعت 10 برابر و بههمين ترتيب هر چه زمان بيشتري بگذرد، انرژي بيشتری حاصل خواهد شد.
بيوديزل
بيوديزل (منو اكليل استر) يك سوخت گازوئيلي پاك است كه از منابع طبيعي و قابلتجديد مانند روغنهاي گياهي ساخته ميشود .
بيوديزل درست مانند گازوئيل نفت در موتورهاي احتراقي میسوزد و براي اين كار نیاز به تغيير موتور نيست. بيوديزل ظرفيت و دامنه كار گازوئيل را حفظ ميكند .
استفاده از بيوديزل در يك موتور گازوئيلي معمولي به كاهش اساسي هيدروكربنهاي نسوخته، منواكسيد كربن و ذرات معلق منجر ميشود. خروج اكسيدهاي نيتروژن بسته به سيكل كاري و روشهاي آزمايشي، كمي كاهش و يا افزايش مي يابد. با بهكار بردن اين سوخت، از سهم كربن موجود در ذرات معلق كاسته ميشود (چون اكسيژن موجود در بيوديزل احتراق كامل به دی اکسید کربن را ممكن ميکند). بخش سولفات از بين ميرود زيرا در اين سوخت اصلاً سولفور وجود ندارد اما قسمت محلول يا هيدروكربن بههمان صورت باقيميماند يا افزايش پيدا ميكند، بنابراين بيوديزل با تكنولوژي جديد، علاوه بر اقتصادي بودن، باعث افزايش طول عمر موتور و همچنين افزايش قدرت موتور مي شود.
هيدروژن
سوختهاي فسيلي از زغال تا نفت و گاز طبيعي بهعنوان منبع انرژي به سرعت جايگزين چوب، آب، باد و روغنهای حيواني شدند. صنايعي مانند فولاد و سيمان مصرفكنندگان عمده سوختهاي فسيلي هستند. امروزه سوختهاي فسيلي 85 درصد از كل مصرف انرژي را تشكيل مي دهند. از سوختهاي فسيلي بهسوي سوختهاي هيدروژني حركت خواهيم كرد و حتي بايد احياي شگفتآور انرژي هستهاي را برای توليد هيدروژن در نظر بگيريم.
گاز هيدروژن (H2) براي استفاده در موتورهاي احتراقي و وسايلنقليه الكتريكي باتريدار مورد تحقيق و بررسي قرار ميگيرد.
هيدروكربنهاي گازی
هيدروكربنهاي گازي بهعنوان تنها سوختهاي تميزي كه به آساني در دسترس قرار دارند، مورد توجه قرار گرفتهاند. بهويژه كوچكترين آنها، متان، كه به علت نسبت بالاي هيدروژن به كربن و انتشار گاز گلخانهاي كمتر مورد توجه است. گروههاي مهندسي شيمي دا نشگاه پنسيلوانيا و مؤسسه فناوري ماساچوست به تازگي طي گزارشي، پيشرفتهاي مهمي را در زمينه فناوري استخراج سوخت و استفاده از هيدروكربنها بهعنوان سوختهاي تميزتر و كار آمدتر براي آينده نويد دادهاند بنابراين آنچه ضروری است، آشنايي بيشتر نسل حاضر با اين نوع سوخت است .
دلايل انتخاب CNG به جاي سوختهاي ديگر
سوختهاي آينده، نيازمند حفظ مزايا و اجتناب از معايب سوختهاي امروزي هستند، به عبارت ديگر ميبايست موارد زير را تامين کنند : ]7[
1- امنيت عرضه
2- قابليت رقابت اقتصادي
3- توجه به محيط زيست و حفاظت از آب و هوا
علاوه بر اين، سوختهاي جايگزين به امنيت عرضه در بازارهاي منطقهاي و جهاني کمک میکنند و بايد از قابليت رقابت اقتصادي با سوختهاي ديگر برخوردار و يا حداقل در دسترس باشند. سرانجام سوختهاي جايگزين بايد حفاظت از هوا و محيطزيست را نيز مد نظر قرار دهند. البته هيچ حامل انرژي كه قادر به تأمين كليه اين نيازها باشد وجود ندارد. گاز طبيعي بزرگترين ذخيره سوختهاي فسيلي است و ترويج استفاده از آن، منفعتي جهاني درپي خواهد داشت.
امتيازات استفاده از گازطبيعي بهعنوان منشأ سوخت عبارتند از :
الف) كاهش آلودگي هوا
ب) كاهش مصرف فراوردههاي نفتي
ج) كاهش يارانه بخش حملونقل
د) ايمني بيشتر خودروها
ه) ساير منابع اقتصادي
نتيجهگيري
بنزين بهرغم فراهمآوردن امكان جابهجايي و در نتيجه پيشرفتهاي اقتصادي و اجتماعي، بهعنوان يكي از بزرگترين منابع آلودهكننده محيطزيست چه در سطح جهاني و چه در سطح ملي مطرح است. با توجه به بحران آلودگي محيطزيست به ويژه در شهرهاي بزرگ و تأثير سوختهاي فعلي بر اين بحران و از سوي ديگر هزينه بالاي سوختهاي فسيلي، در سالهاي اخير توجه سازندگان خودروها به استفاده از سوختهاي جايگزين معطوف شدهاست. گاز طبيعي (CNG) كه در شكلهاي متفاوتي از جمله فشرده بهعنوان سوخت خودروها بهكار گرفته ميشود، يكي از انواع سوختهاي جايگزين است كه با توجه به فراواني آن در بسياري از كشورها از جمله ايران، ارزان است و استفاده از آن ميتواند در تعديل سبد انرژي كشور نقش اساسي داشتهباشد]8[ ولي به نظر نگارنده مقاله، بهترين گزينه نيست.
دوگانهسوز كردن خودروها باعث صرفه جويي در مصرف بنزين نميشود بلكه اين روش تغیيري در نوع سوخت است و در آينده به علت افزايش قيمت جهاني گاز، مقرون بهصرفه نخواهد بود. هر چند ايران با منابع عظيم گازي، مزيتي در اين زمينه دارد كه ديگر كشورها فاقد آن هستند اما اين منبع گازي، زماني رو به افول خواهد رفت و قيمت جهاني آن نيز تابع متغيرهاي غيرقابل پيشبيني است.
با توجه به مطالب عنوان شده، بسياري از خودروسازهاي مطرح دنيا به دنبال سوخت گازوئيل هستند؛ سوختي كه مطابق یک قانون چهل ساله، مصرف آن در ايران ممنوع شدهاست.
سوخت خودروهاي گازوئيلسوز، گازوئيل كم با مقدار گوگرد كم (نفت و گاز كم گوگرد) است.
نقش خودروهاي گازوئيلسوز در كاهش آلايندگي محيطزيست و مصرف سوخت، بسيار مؤثر است؛ بهطوريكه در يك پيمايش مساوي با خودروهاي بنزينسوز، مصرف سوختي در حد نصف دارند و اين موضوع مزيت مهمی است كه نبايد از آن غافل بود. ]9[
منابع
]1[. گزارش سوختهاي پاكيزه، 1996.
]2[. حبيبالله هادي، " عزم ملي براي حفاظت از محيطزيست"
]3[. زينب صابريان ، فاطمه موحدطاهر " معرفي جايگزينهاي سوخت" مقاله تحقيقي
]4[. ماهنامه انديشهگسترسايپا " چشمانداز استفاده از اتانول در خودروهاي ايراني"
]5[. محمد كوشافر، "اثر MTBE در آلودگي منابع آب " ، مجموعه مقالات همايش مصرف سوخت در خودرو، صفحه 299، 1381.
]6[. انجمن صنفي توليدكنندگان الكل،"توليد اتانول سوختي و امكان استفاده از آن در سوخت اتومبيل در ايران" ، گزارشهای داخلي معاونت امور انرژي وزارت نيرو، 1383 .
]7[. سايت سازمان بهينهسازي مصرف سوخت و انرژي "پرسش و پاسخ"
]8[. انجمن خودروهاي گازسوز امريكاي لاتين، انجمن بينالمللي خودروهاي گازسوز، خبرگزاري شانا، Yale Global، وال استريت ژورنال؛ 16 ژانويه 2006، شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران
]9[. دنياي اقتصاد " گازسوز كردن روش صرفهجويي در مصرف بنزين نيست" مصاحبه با رئيس سازمان بهينه سازي مصرف سوخت ، صفحه 16 ، 14/05/86
[1] - Compressed Natural Gas
[2] - Liquefied natural gas
[3] - Biomass
[4] - Methyl Tert-Butyl Ether
[5] - Electric Vehicle
منبع: شماره 72 نشریه اندیشه گستر سایپا
